close
تبلیغات در اینترنت
سخنان ادبی و پند آموز

اصحاب و انصارالمهدی (عج)
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
آموزش -
فتوشاپ -
اینترنت و یاهو -
برنامه نویسی -
ادبی -
خانواده -
تصاویر -
عاشقانه -
طنز و سرگرمی -
الکترونیک -
اس ام اس -
موبایل -
ارومیه -
موسیقی -
ولایت فقیه -
امام زمان عج -
نماز -
احکام -
ادعیه -
احادیث -
شهدا -
قرآن -
اخبار -
زیارات -
صلوات -
آداب -
حجاب -
نرم افزار -
متفرقه -
مناجات -
دفاع مقدس -
ائمه اطهار علیه السلام -
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 36 نفر
بازدیدهای دیروز : 282 نفر
كل بازدیدها : 1237881 نفر
بازدید این ماه : 36 نفر
بازدید ماه قبل : 318 نفر
نظرات : 436
كل مطالب : 703 عدد
تعداد اعضا : 2329 نفر
امروز : دوشنبه 13 اردیبهشت 1395
جستجوی مطالب

Google
reza-rezazadeh.rozblog.com
آخرین ارسال های انجمن

اطلاعات خویش را به دیگران بیاموزید 

تا دیگران راه رفته شما را دوباره نروند 

بلکه ادامه دهند. 

 


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :ادبی ,تصویر نوشته ,نوشته ,طلانوشته ,پندآموط ,پندآموز ,


نوشته شده در شنبه 05 مرداد 1392 توسط رضارضازاده| بازدید : 325 |

در هوای سرد زمستان پسر شش ساله ای جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود.

او کفش به پا نداشت و لباس هایش پاره پاره بود.

زن جوانی از آنجا می گذشت.

همین که چشمش به پسرک افتاد، آرزو و اشتیاق را در چشمهای او خواند.

دست کودک را گرفت و داخل مغازه برد و برایش یک جفت کفش و یک دست لباس گرمکن خرید.

آنها بیرون آمدند و زن جوان به پسرک گفت: «حالا به خانه برگرد.»


 پسرک سرش را بالا آورد، نگاهی به او کرد و پرسید: «خانم، شما خدا هستید؟»

زن جوان لبخندی زد و گفت: «نه پسرم، من فقط یکی از بندگان او هستم.»

پسرک گفت: «مطمئن بودم که با او نسبتی دارید.»

 




درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :خانم شما خدا هستید؟ ,


نوشته شده در سه شنبه 07 خرداد 1392 توسط رضارضازاده| بازدید : 199 |

»»»»»» خلقت زن

 

 
 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.


فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد :

« چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ »

خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ »

او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

 


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :زن ,خلقت زن ,آفرینش زن ,


نوشته شده در سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 توسط رضارضازاده| بازدید : 259 |

 

مَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ

 

هر چه از خوبیها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست

نسا/79

 

 



  منبع   :        flood135.blog.ir


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :



نوشته شده در یکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط رضارضازاده| بازدید : 237 |

 

 

آرتور اش
قهرمان افسانه ای تنیس
هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.
طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.

 

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: “چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟”

Arthur Ashe[WwW.Kamyab.IR]

 


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :داستان بسیار زیبای خدایا چرا من ؟ ,


نوشته شده در جمعه 30 فروردين 1392 توسط رضارضازاده| بازدید : 263 |

 

ما عادت کرده ایم مدام دیگران را زیر سوال ببریم ...
 
 
راستی اجازه ش را از که گرفته ایم ؟؟؟!!!
 
 
 
 

عکس

 

 ادامه مطلب...


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :دستبرد نوشته ها ,


نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 257 |


نوشته شده در شنبه 28 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 253 |

»»»»»» زندگي

زندگي يعني حضور در دقيقه ها

زندگي يعني يك لبخند از ته دل

زندگي يعني عشق با تمام وجود

زندگي يعني رشد با تمام توان

زندگي يعني قدرداني از مهرباني ها


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :زندگي ,


نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 245 |

»»»»»» كودكی ها

كودكی ها

کودکی ها آسمانی داشتم
آسمان بی کرانی داشتم خانه ای در سرزمین آفتاب
دوستان مهربانی داشتمهر شب از خانه به بام کهکشان
از ستاره نردبانی داشتمزیر سقف ساده و سبز بهار
گرم و روشن آشیانی داشتمدر دلم وقتی که باران می گرفت
گنبد رنگین کمانی داشتمکوچه تا پر می شد از آهنگ کوچ
.از پرستو کاروانی داشتمکودکی ها چون کبوتر پر زدند

.کاش از آنها نشانی داشتم


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :كودكی ها ,کودکی ها آسمانی داشتم ,آسمان بی کرانی داشتم ,خانه ای در سرزمین آفتاب ,دوستان مهربانی داشتم ,هر شب از خانه به بام کهکشان ,گرم و روشن آشیانی داشتم ,


نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 245 |

آدم ها ترسناك ترند

وقتی احساس ها رنگ می بازند ؛
وقتی دیدار ها زیر پای هر حادثه ای له میشوند بی آنکه جاودانگی رو لمس کنند؛
وقتی دوستت دارم هایت رو با مداد سفید می نویسی که دیده نشوند ؛
وقتی اشکهایت زیر پلکهات پنهان می ماند ؛
وقتی برای گفتن <این من هستم> هزاران نقاب داری ؛
دیگر برای ترساندن پرنده ها نیازی به مترسک نیست !

آدم ها ترسناک ترند ...

مترسک


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :آدم ها ترسناك ترند ,


نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 279 |

سخنان پند اموز!

هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ رسیدی که روش یه قفل بزرگ بود نترس و نا امید نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش یه دیوار میذاشتن
نیکبخت آن است که ازحال دیگران پند گیرد و بدبخت آن که از حال او پند گیرند 

مایوس مباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که درجیب داری، قفل را بگشاید 

شما می توانید گلی را زیر پای خود لگد مال کنید، اما محال است که بتوانید عطر آن را در فضا محو کنید. 



ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :سخنان پند اموز! ,


نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 347 |


نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 331 |

»»»»»» ملاقاتی

ملاقاتی آمد. دستش به دستبند بود از پشت میله ها عریانی دستان مرا ندید اما یک لحظه در تلاطم چشمان من نگریست چیزی نگفت رفت. اکنون اشباح از میانه ی هر راه می خزند خورشید در پشت پلک های من اعدام می شود ... «خسرو گلسرخی»




درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :گلسرخی ,


نوشته شده در جمعه 20 بهمن 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 199 |


نوشته شده در دوشنبه 25 دي 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 265 |

ده سؤالی که خدا هیچوقت از شما نمی پرسد !
 

1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود !
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی !
2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی !
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی !
3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود !
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی !
4-  خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی !
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی !
5-  خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی !
بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی !
6-  خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود !
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی !
7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود !
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی !
8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی !
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی !
9-  خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی !
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم ، به عمارت بهشتی خود خواهد برد !
10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی و داغ نکردی!
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن در وجدان خودت احساس شرمندگی می‌کردی !




درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :ده سؤالی که خدا هیچوقت از شما نمی پرسد ! ,


نوشته شده در سه شنبه 07 آذر 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 375 |

کنترل بد دهانی و دشنام گویی


662321Untitled-1.jpg

بد دهانی، دشنام گویی و بکار گیری واژه های عامیانه قبیح به گونه فزاینده ای در میان اقشار جامعه و بخصوص کودکان و نوجوانان معمول گردیده. دشنام گویی و بد دهانی تنها منحصر به افراد فحاش نیست بلکه این پدیده در تعاملات اجتماعی میان تمام اقشار جامعه رخنه کرده است. با اینکه نمیتوان دشنام ها را از فرهنگ لغت یک زبان کاملا حذف کرد اما میتوان کاربرد آنها را در ارتباطات بین فردی تا حد زیادی تحت کنترل در آورد. اما دلایل بد دهانی و دشنام گویی افراد چیست؟ در زیر میتوانیم به چند عامل عمده آن اشاره کنیم: 

1-دشنام دادن بخاطر یک اتفاق دردناک و غیر منتظره مانند اصابت سر به یک جسم محکم و یا خوردن چکش به انگشتان دست هنگام کوبیدن میخ. 

2- دشنام گویی به منظور برقراری هویت گروهی. عضویت در یک گروه خاص و حفظ مرزهای آن گروه. 

3- ابراز همبستگی، اتحاد و همدردی با دیگران. 

4- ابراز صمیمیت و اعتماد (به ویژه ناسزا گویی زنان در حضور زنان دیگر). 

5- برای افزایش شوخ طبعی، تاکید و یا غافلگیر کنندگی. 

6-تلاش برای مستور ساختن ترسها و ناامنی های فردی. 

7-دشنام گویی از روی عادت. 

8- یک شیوه کنار آمدن با استرس و تنش میباشد. دشنام گویی برای تخلیه خشم و تسکین استرس. مانند گریه کردن عمل میکند. 

9- بمنظور برانگیختن خشم دیگران و تحریک آنها. ابزاری برای تحقیر، توهین و یا ارعاب. 

10-ابزاری بعنوان محرک تمایلات جنسی. 

11- دشنام دادن بمنظور جلب توجه، خود نمایی و یا خود شیرینی. 

12-بد دهانی بمنظور قدرت نمایی. 

 .


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :کنترل بد دهانی و دشنام گویی ,


نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 393 |

راه های مفید برای آشتی کردن با یکدیگر

 
تکناز : این قضیه که شما بپذیرید، بحث و دعوا نیز بخشی از روابط شما با همسرتان را تشکیل می‌دهد، بسیار مهم است، اما دانستن راهی برای آشتی کردن شاید از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.

بعد از این که در بحث و دعوایی ناخواسته با همسر خود قرار گرفتید، توصیه‌های ارائه شده در این مقاله را به کار بگیرید تا بتوانید سریع‌تر آشتی کرده و آرامش را دوباره به روابط‌تان بازگردانید.
*رفتار غیرعادی و عجیب

این قضیه که شما بپذیرید، بحث و دعوا نیز بخشی از روابط شما با همسرتان را تشکیل می‌دهد، بسیار مهم است؛ همه ما در زمان و مکان‌های مختلف ممکن است رفتارهای متفاوتی از خود بروز دهیم، اما وقتی به نظر می رسد، بحث و دعوا جز اینکه باعث انزجار و لطمه دیدن احساس شده و به رابطه سالم صدمه وارد می‌کند، فایده دیگری ندارد باید آن را متوقف کنیم.

اولین گام به سوی این هدف، این است که بفهمید واقعاً سر چه چیزی در حال بحث کردن با یکدیگر هستید و دیدگاه متضادتان را تعادل ببخشید، بعد از آن شما می‌توانید تکنیک‌های زیر را به کار ببندید؛ اجرای بعضی از این تکنیک‌ها را باید خود به تنهایی بر عهده بگیرید و در بعضی دیگر، همکاری همسرتان نیز ضروری به نظر می‌رسد.

*.

ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :راه های مفید برای آشتی کردن با یکدیگر ,


نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 2241 |

بسیار زیبا از مرحوم حسین پناهی

 

hosein-panahi.jpg


دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم


♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡

اینجا در دنیای من، گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...


♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!

♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد 
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... 
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . 
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. 
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود 
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

 

 


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :



نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 375 |

»»»»»» مداد
مداد
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
ادامه مطلب ....
                                                               

ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :مداد ,


نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 343 |


نوشته شده در جمعه 12 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 351 |


نوشته شده در پنجشنبه 04 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 247 |

ه آنان بگویید دوستشان داریم

خدایا....

دیر زمانی است  که آرزوی وصال دارم  و می دانم  که بال  و پرم را خود شکسته ام ، خدایا درمانده ام  از نفس خویشم  اما

می دانم که باران لطفت ، آنچه رویاند، نمی  خشکاند . خدایا می گریم برآنکه باید باشم و نیستم و اینک که رخساره برخاک

نهاده ام به مدد فیض  تو محتاجم .   
ادامه مطلب


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :



نوشته شده در سه شنبه 02 آبان 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 325 |

سخنان دكتر علي شریعتی در مورد حضرت امام علی(ع) (2)


من معتقدم،اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست!

دکتر علی شریعتی

 

ما يك ملت «دوستدار علي» ‌هستيم، اما نه «شيعه علي »‌!
چراكه شيعه علي ، علي ‌وار بودن، علي ‌وار انديشيدن، علي ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي ‌وار زيستن، علي ‌وار پرستيدن و علي ‌وار خدمت كردن است.

دکتر علی شریعتی

 

 


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :سخنان دكتر علي شریعتی در مورد حضرت امام علی(ع) ( ,


نوشته شده در یکشنبه 30 مهر 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 717 |

گر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر... دکتر علی شریعتی

 

مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و  آشنایی منطقی از  آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی... دکتر علی شریعتی

 

 


ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :سخنان دكتر علي شریعتی در مورد حضرت امام علی(ع) ,


نوشته شده در شنبه 29 مهر 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 4705 |


آرامش سنگ یا برگ
مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
مرد سالخورده ای از آنجا می گذشت. 
او را دید و متوجه حال پریشا نش شد وکنارش نشست 
مرد جوان بی اختیار گفت: عجیب آشفته ام و همه چیز در زندگی ام به هم ریخته است.
به شدت نیازمند آرامش هستم ونمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟ 
مرد سالخورده برگی از درختی کند و آن را داخل نهر آب انداخت وگفت : به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آب می سپارد وبا آن می رود ، سپس سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت .
سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرورفت و در عمق آب کنار بقیه ی سنگ ها قرار گرفت مرد سالخورده گفت : این سنگ را هم که دیدی.
به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و درعمق نهر قرار گیرد ، اما امواجی را روی آب ایجاد کرد و بر جریان آب تاثیر گذاشت حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را مرد جوان مات ومتحیر به او نگاه کرد و گفت: اما برگ که آرام نیست او با هر ا فت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست!؟ 
لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد.
من آرامش سنگ را ترجیح می دهم مرد سالخورده لبخندی زد و گفت: پس حال که خودت انتخاب کردی چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟
اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی ...آرام و قرار خود را از دست مده در عوض از تاثیری که بر جریان زندگی داری خشنود باش مرد جوان که آرام شده بود
ادامه مطلب ...

ادامه مطلب



درباره : ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,طلانوشته ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,عاشقانه ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,ادبی , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز , ,سخنان ادبی و پند آموز ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها :آرامش سنگ یا برگ ,


نوشته شده در شنبه 29 مهر 1391 توسط رضارضازاده| بازدید : 335 |

عناوين آخرين مطالب ارسالي

.: Weblog Themes ByMusic-Day.Info :.

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
خوش آمدید




به وب سایت اصحاب و انصارالمهدی خوش آمدید


برای  مشاهده و استفاده از تمامی مطالب تالیفی لطفا ثبت نام کنید


با تشکر : رضارضازاده

عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
دعای بخت گشایی بازدید : 26951
سلام بعد از نماز بازدید : 4919
نظر سنجی
لینک دوستان
امکانات وب

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به اصحاب و انصارالمهدی (عج) مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا